close
تبلیغات در اینترنت
داستان واقعی فوق العاده مهربانی فلیمینگ

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان واقعی فوق العاده مهربانی فلیمینگ

داستان واقعی فوق العاده مهربانی فلیمینگ

تاریخ ارسال پست:
دوشنبه 24 آبان 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
690

داستان واقعی فوق العاده مهربانی فلیمینگ

نامش فلمینگ بود.
کشاورزی فقیر، اهل اسکاتلند .
در یکی از روزهای گرم تابستان در مزرعه‌اش مشغول کار کردن بود که ناگهان صدای درخواست کمک از مردابی در آن حوالی توجه او را جلب کرد . داس خود را به گوشه‌ای پرتاب کرد و سراسیمه به طرف مرداب دوید .
نفس ‌زنان خود را به مرداب رساند و دید که پسری وحشت‌زده در گوشه‌ای از مرداب تا کمر در گل و لای فرو رفته و با صدای بلند گریه سر می‌دهد .
آن پسرک سخت در تلاش بود تا خود را نجات دهد. کشاورز خود را به آن پسرک رساند و او را از مرداب بیرون کشید .
آن روز سپری شد، روز بعد کالسکه‌ای سلطنتی به خانه آن کشاورز مهربان نزدیک شد و کنار پرچین باغچه توقف کرد.
مردی که لباس‌های اشرافی به تن داشت از کالسکه پیاده شد و خود را پدر آن کودک معرفی کرد.
مرد اشراف‌زاده گفت:
«من می‌خواهم در جواب کار نیکی که برایم انجام داده‌ای مقداری پول به تو بدهم. تو فداکارانه جان پسرم را نجات دادی!»
کشاورز با دستش پول پیشهادی آن اشراف‌زاده را پس زد و گفت: «من نمی‌توانم در قبال آنچه انجام داده‌ام پولی را قبول کنم».
در همان لحظه پسر فلمینگ کشاورز دوان‌دوان از کلبه خارج شد.
مرد اشراف‌زاده پرسید: «آیا او پسر توست؟»
مرد کشاورز با سربلندی پاسخ داد: «بله».
مرد اشراف‌زاده لحظه‌ای به فکر فرو رفت، دستی بر صورت خود کشید، رو به کشاورز کرد و گفت:
«من با تو معامله‌ای می‌کنم. بگذار پسرت را با خودم ببرم و او را آن‌طور که در شأن کشاورز مهربانی چون توست آموزش دهم. اگر این پسر اندکی شبیه به پدرش باشد، در آینده مرد بزرگی خواهد شد که مایه افتخار و سربلندی پدرش می‌شود.»
سال‌ها بعد پسر فلمینگ کشاورز از مدرسه پزشکی بیمارستان «سنت مری» شهر لندن فارغ‌التحصیل شد و به آموختن علم پزشکی ادامه داد تا اینکه سال‌ها بعد در سراسر دنیا به نام
« سر الکساندر فلمینگ شهیر »
(کاشف پنی‌سیلین) معروف شد.
نام آن اشراف‌زاده چه بود؟
رندولف چرچیل
نام پسرش چه بود؟
سر وینستون چرچیل معروف.
دیدید که چگونه یک دهقان فقیر پسر اشراف‌زاده‌ای را در مرداب نجات داد. چه کسی می‌دانست که پسر بازیگوش آن دهقان فقیر در آینده میلیون‌ها انسان را از مرگ نجات می‌دهد؟
چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که آن پسرک گرفتار در مرداب در آینده دنیایی را متحول می‌کند؟

کلمات کلیدی

داستان

داستان آموزنده

داستان سر الکساندر فلمینگ شهیر

رندولف چرچیل

سر وینستون چرچیل

داستان واقعی

مهربانی

داستان کاشف پنی سیلین

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی