close
تبلیغات در اینترنت
ترک مانور هوایی (خاطره ای از شهید عباس بابایی)

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : ترک مانور هوایی (خاطره ای از شهید عباس بابایی)

ترک مانور هوایی (خاطره ای از شهید عباس بابایی)

تاریخ ارسال پست:
چهارشنبه 15 دي 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
1220

ترک مانور هوایی (خاطره ای از شهید عباس بابایی)

قبل از پیروزی انقلاب ، پایگاه اصفهان ، مانور هوایی گردان « F-14» به مناسبت روز 24 اسفند


 من به عنوان فرمانده گردان هماهنگی های لازم را انجام دادم و در روز مقرر به پرواز درآمدیم. فرمانده دسته اول من بودم و عباس هم در دسته من پرواز می كرد. باید بگویم كه رژه در حضور(( شاه ))برگزار می شد.
از شروع پرواز چند دقیقه ای می گذشت و ما در حال نزدیك شدن به فضای جایگاه بودیم. آرایش هواپیماها از قبل هماهنگ شده بود و چشمان حاضران و خبرنگاران در جایگاه در انتظار مانور ما بر فراز جایگاه بودند كه(( ناگهان صدای عباس در رادیو پیچید ...))او گفت:
__(( من در وضع عادی نیستم. نمی توانم دسته را همراهی كنم...))
مضطربانه پرسیدم:
_ چه مشكلی پیش آمده؟
گفت:
_(( سیستم هیدرولیك هواپیما از كار افتاده است. می خواهم از دسته جدا شوم و باید به برج مراقبت اعلام وضعیت اضطراری كنم...))
من فقط گفتم:
_ شنیدم تمام.
در این لحظه عباس از دسته جدا شد. مانوری كرد و در جهت مخالف دسته های پروازی، به سمت باند رفت.
 آن لحظه آرایش هواپیماها در هم ریخت و باعث در هم پاشیدن مراسم شد پس از انجام پرواز به پایگاه برگشتیم.
 یك پرسش ذهن مرا به خود مشغول كرده بود كه با توجه به اینكه سیستم هیدرولیك در جنگنده «F-14» دوبله است، چرا عباس از سیستم دوم استفاده نكرده است.؟؟
فرمانده پایگاه مرا تحت فشار قرار داد كه درباره اعلام «وضع اضطراری» عباس اظهار نظر كنم...
 من پاسخ دادم كه وقتی هواپیما در هوا دچار اشكال یا نقص فنی می شود، در آن لحظه تصمیم گیرنده خلبان است؛ بنابراین او باید تصمیم بگیرد كه فرود بیاید یا به پرواز خود ادامه دهد....
 البته این نظر برای خودم قابل قبول نبود؛ ولی با توجه به علاقه ای كه عباس داشتم و تا حدودی از هدف او آگاه بودم بر روی این موضوع سرپوش گذاشتم....
 حال اینكه او می توانست با استفاده از سیستم دوم به راحتی پرواز را تا پایان ادامه دهد. سپس به طور كتبی و رسماً به مسئولین اعلام كردم كه تصمیم بابایی مبنی بر فرود، در آن لحظه كاملاً منطقی بوده و سرپیچی از فرمان محسوب نمی شود....
چند روز بعد، هنگام خروج از اتاق عملیات، عباس را دیدم. او در حالی كه به من ادای احترام می كرد، نگاهش به نگاه من دوخته شده بود. هیچ نگفت؛ ولی در عمق چشمانش خواندم كه می گفت:   «متشكرم»....
بعدها حدسم به یقین تبدیل شد و دانستم كه عباس در آن روز نمی خواست رژه انجام شود و در حقیقت عمل او در آن روز یك حركت انقلابی و پروازش یك پرواز انقلابی بود.
شهید عباس بابایی
 راوی: امیر حبیب صادقپور

کلمات کلیدی

شهید عباس بابایی

امیر حبیب صادقپور

داستان مانور هوایی گردان « F 14» به مناسبت روز 24 اسفند

داستان واقعی

داستان مانور قبل از انقلاب شهید عباس بابایی

خاطره شهدا

خاطره ای از شهید عباس بابایی

خاطره ای از امیر حبیب صادقپور و شهید عباس بابایی

ترک مانور هوایی

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی