close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه نقاشی آرامش بخش

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان کوتاه نقاشی آرامش بخش

داستان کوتاه نقاشی آرامش بخش

تاریخ ارسال پست:
پنجشنبه 21 بهمن 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
943

داستان کوتاه نقاشی آرامش بخش

داستان کوتاه نقاشی آرامش بخش

روزگاري حاکمي اعلام کرد به هنرمندي که بتواند آرامش را در يک تابلو نقاشي بياورد، جايزه اي نفيس خواهد داد.

بسياري از هنرمندان سعي کردند و حاکم همه تابلو هاي نقاشي را نگاه کرد و از ميان آنها دو تابلو پسنديد و تصميم گرفت يکي از آنها را انتخاب کند.

اولي نقاشي يک دريا چه آرام بود؛ درياچه مانند آينه اي تصوير کوههاي اطرافش را نمايان ميساخت، بالاي درياچه آسماني آبي با ابرهاي زيبا و سفيد بود، هر کس اين نقاشي را ميديد حتما آرامش را در آن مي يافت.
در دومي کوههايي بود ناهموار و پر صخره؛ آسمان پر از ابر هاي تيره، باران ميباريد و رعد و برق ميزد، از کنار کوه آبشاري به پايين ميريخت، در اين نقاشي اصلا آرامش ديده نميشد.


اما حاکم با دقت نگاه کرد و پشت آبشار بوته اي کوچک ديد که در شکاف سنگي روييده بود، در آن بوته پرنده اي لانه کرده بود و در کنار آن آبشار خروشان و عصباني، پرنده اي در لانه اي با آرامش نشسته بود.

حاکم نقاشي دوم را انتخاب کرد و گفت: "آرامش به معناي آن نيست که صدايي نباشد، مشکلي وجود نداشته باشد، يا کار سختي پيش رو نباشد، آرامش يعني در ميان صدا، مشکل و کار سخت دلي آرام وجود داشته باشد...

دلتان همیشه آرام

کلمات کلیدی

داستان

داستان کوتاه

داستانک

dastan

dastanak

داستان کوتاه پندآموز

داستان آموزنده

داستان فارسی

نقاشی آرامش بخش

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
binam میگه :
salam
kheli mamnoon
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی