close
دانلود آهنگ جدید
سه داستان کوتاه مذهبی: «تشویق کودک» ، «آداب ورود به خانه» ، «هدیه حسنات»

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : سه داستان کوتاه مذهبی: «تشویق کودک» ، «آداب ورود به خانه» ، «هدیه حسنات»

سه داستان کوتاه مذهبی: «تشویق کودک» ، «آداب ورود به خانه» ، «هدیه حسنات»

تاریخ ارسال پست:
شنبه 23 بهمن 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
566

سه داستان کوتاه مذهبی: «تشویق کودک» ، «آداب ورود به خانه» ، «هدیه حسنات»

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

💠تشویق کودک

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

💠روزی علی (علیه السلام) در منزل بود و فرزندانش عباس و زینب، در دو طرف آن حضرت نشسته بودند، علی (علیه السلام) به عباس فرمود: بگو یک.

🔸- یک.
🔹- بگو دو.

🍃عباس عرض کرد: حیا می کنم با زبانی که یک گفته ام، دو بگویم. علی (علیه السلام) برای تشویق و تحسین وی، چشم هایش را بوسید.

🍂سپس حضرت به زینب که در طرف چپ نشسته بود، توجه فرمود. زینب عرض عرض کرد: پدر جان، آیا ما را دوست داری؟ حضرت فرمود: بلی، فرزندان ما پاره های جگر ما هستند. زینب گفت: دو محبت در دل مردان با ایمان نمی گنجد: حب خدا و حب اولاد. ناچار گفت: حب به ما شفقت و مهربانی است و محبت خالص مخصوص ذات لایزال الهی است.

🍃حضرت با شنیدن این حرف به آن دو، مهر و عطوفت بیشتری می فرمود و آنان را تحسین و تمجید می کرد.

💢رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پدری که با نگاه محبت آمیز خود فرزند خویش را مسرور می کند، خداوند به او اجر آزاد کردن بنده ای را عنایت می فرماید.

📘منبع : صد حکایت تربیتی

نویسنده : بذر افشان

 

 


〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

💠آداب ورود به خانه

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

🔸شخصی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید آیا برای ورود به منزل مادرم اجازه بگیرم؟

🔹فرمود: بله،

🔸گفت: در خانه جز او کسی نیست و جز من خادمی ندارد!

🔹حضرت فرمود: آیا دوست داری مادرت را برهنه ببینی؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگیر.

📘منبع :چهار صد نکته از تفسیر نور، ص 177

نویسنده : محسن قرائتی

 

 

 

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

💠هدیه حسنات

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

🔹گویند شخصی غیبت یکی از زهاد را کرده بود، چون خبر به زاهد رسید، طبقی رطب برای او فرستاد و نامه ای چنین نوشت: شنیده ام حسنات خود را جهت

من هدیه کرده ای،

🔹خواستم که تلافی کرده باشم، چیزی که با هدیه تو برابری کند مقدور نبود، این مقدار از احسان شما را تلافی کرده معذورم خواهی داشت.


📘منبع: پندهای شیرین « خلاصه کتاب (ابواب الجنان )واعظ قزوینی »

نویسنده : سید حسین شیخ الاسلامی


کلمات کلیدی

داستان

داستان کوتاه مذهبی

داستان های مذهبی

داستان های کوتاه مذهبی

داستان های فارسی

داستان های آموزنده مذهبی

داستان مذهبی

داستان تشویق فرزندان

آداب ورود به خانه

غیبت کردن و هدیه حسنات

حکایت مذهبی

حکایت

حکایت های مذهبی

حکایت کوتاه آموزنده

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی