close
دانلود آهنگ جدید
سه داستان مذهبی «پاداش صبر» ، «شما دروغش را بپذیرید» و «خدا می بخشد»

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : سه داستان مذهبی «پاداش صبر» ، «شما دروغش را بپذیرید» و «خدا می بخشد»

سه داستان مذهبی «پاداش صبر» ، «شما دروغش را بپذیرید» و «خدا می بخشد»

تاریخ ارسال پست:
چهارشنبه 27 بهمن 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
480

سه داستان مذهبی «پاداش صبر» ، «شما دروغش را بپذیرید» و «خدا می بخشد»

پاداش صبر

💐امام صادق (علیه السلام) فرمودند: خداوند به حضرت داود (علیه السلام) وحی کرد:
برو به فلان زن دختر اوس که نامش خلاوه است مژده بهشت بده و او را آگاه کن که تو در بهشت همنشین او هستی.
حضرت داود (علیه السلام) به خانه آن زن رفت و در خانه را زد.
زن از خانه بیرون آمد تا حضرت را دید گفت:
آیا در مورد من وحی رسیده است که به خانه من آمده ای؟
حضرت داود (علیه السلام) فرمود: آری.
زن گفت: آن چیست؟
💐حضرت داود فرمود: آن وحی الهی است در فضیلت تو.
زن گفت: او من نیستم، شاید زنی همنام من باشد، چون من لیاقت آن را ندارم.
حضرت داود فرمود: آن زن تو هستی.
زن گفت: به خدا کاری که مرا به چنین موفقیت رسانده باشد از خود نمی بینم.
حضرت داود (علیه السلام) به او فرمودند: اندکی از زندگی خود را برایم بگو.
زن گفت: هر درد و زیان و رنجی به من می رسد صبر می کنم و صبر کردم حتی از خدا نخواستم آن را برطرف سازد و برای صبرم پاداش نخواستم و همواره شکر خدا را نمودم.
حضرت فرمودند: به او گفتم به همین خاطر به چنین مقامی رسیدی.

منبع : زمزمه های زندگی: ص 57.

 

 

شما دروغش را بپذیرید و او را در بهشت جای دهید

💐امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
چون روز قیامت شود، بنده ای را می آورند و فرمان می شود که او را به سوی آتش ببرند.
بنده بر می گردد و به پشت خود می نگرد.
💐خداوند جلیل می فرماید: او را باز گردانید، چون او را می آورند به او می فرماید: بنده من چرا به پشت سر نگاه می کردی؟
بنده می گوید: پروردگار! من چنین گمان بد به تو نداشتم.
خداوند می فرماید: گمانت به من چگونه بود؟
بنده می گوید: پروردگارا! گمانم به تو این بود که مرا بیامرزی و به رحمت خودت در بهشت سکونت دهی.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
خداوند بزرگ می فرماید: ای فرشتگان من! به عزت و جلالم و به نعمتها و بلاهایم سوگند که این بنده هرگز لحظه ای به من گمان نیک نبرد و اگر لحظه ای گمان خوب به من داشت، او را به آتش نمی هراساندم شما دروغش را بپذیرید و او را در بهشت جای دهید.

منبع : ثواب الاعمال: ص 206

 

 

خدا می بخشد

🌺🌺در کتاب ثمراة الحیوة جلد سوم صفحه سیصدو هفتاد و هفت نوشته:
جوانی در بنی اسرائیل زندگی می کرد و به عبادت حق تعالی مشغول بود روزها را به روزه و شبها را بنماز و طاعت، تا بیست سال کارش همین بود تا که یک روز فریب خورده و کم کم از خدا کناره گرفت و عبادتها را تبدیل به معصیت و گناه کرد و از جمله گنه کاران قرار گرفت و در این کار بیست سال باقی ماند یک روز آمد جلو آئینه خود را ببیند، نگاه کرد دید موهایش سفید شده از معصیتهای خود بدش آمد واز کرده های خود سخت پشیمان گردید.
🌺🌺گفت خدایا بیست سال عبادت و بیست سال معصیت کردم اگر برگردم بسوی تو آیا قبولم می کنی.
صدائی شنید که می فرماید: «اجبتنا فاحببناک ترکتنا فترکناک و عصیتنا فامهلناک و ان رجعت الینا قبلنا».
تا آن وقتی که ما را دوست داشتی پس ما هم تو را دوست داشتیم. ترک ما کردی پس ما هم تو را ترک کردیم، معصیت ما را کردی ترا مهلت دادیم. پس اگر برگردی بجانب ما، تو را قبول می کنیم.
پس توبه نمود و یکی از عبّاد قرار گرفت. از این مرحمتها از خدا نسبت به همه گنه کاران بوده و هست.

منبع : اصول کافی: ج 2، ص 435

کلمات کلیدی

dastan

mazahabi

dastan mazhabi

داستان مذهبی

داستان

داستان های کوتاه مذهبی

داستان پاداش صبر

داستان شما دروغ را بپذیرید

داستان بخشش خدا

خدا می بخشد

داستان های مذهبی

مجموعه سه داستان مذهبی

سه داستان مذهبی

داستان آموزنده

صبر

بخشش

توبه

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی