close
تبلیغات در اینترنت
مجموعه سه داستان کوتاه مذهبی سری سوم : «خشتی به نیابت از پیامبر» ، «کلید روزی» و «ثواب یک تسبیح ذکر»

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : مجموعه سه داستان کوتاه مذهبی سری سوم : «خشتی به نیابت از پیامبر» ، «کلید روزی» و «ثواب یک تسبیح ذکر»

مجموعه سه داستان کوتاه مذهبی سری سوم : «خشتی به نیابت از پیامبر» ، «کلید روزی» و «ثواب یک تسبیح ذکر»

تاریخ ارسال پست:
جمعه 29 بهمن 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
625

مجموعه سه داستان کوتاه مذهبی سری سوم : «خشتی به نیابت از پیامبر» ، «کلید روزی» و «ثواب یک تسبیح ذکر»

خشتی به نیابت از پیامبر

🌺🌺🌺هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وآله از مکه به مدینه، هجرت نمود، دستور داد، مسجدی بسازد، و فرمود:
هر کس یک خشت بیاورد  فلان و فلان مقدار پاداش دارد، مسلمانان با عشق و اشتیاق، خشت می ساختند و می آوردند و دیوار مسجد را می ساختند.
در این میان، رسول خدا صلی الله علیه وآله دید عمار یاسر دو خشت، به دست گرفته می آورد، به او فرمودند: چرا دو خشت در دست گرفته ای گرفته ای، سنگین است و رنجور خواهی شد؟ (با توجه به اینکه خشتها بزرگ و سنگین بودند).
عمار عرض کرد: یا رسول الله؛واحده منک، واحده منی.: ای رسول خدا صلی الله علیه وآله یکی را برای خودم، و یکی را به نیابت از شما می آورم مقام شما، ارجمندتر از آن است که ما بگذاریم، شما خشت بردارید، از طرفی، نمی خواهم که آن پاداش را تنها ما ببریم، و تو نبری، این است که به نیابت از شما، خشت می آورم.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: جزاک الله خیراً: خداوند پاداش نیک به تو عنایت فرماید.🌺🌺🌺

منبع: داستان دوستان جلد سوم ص 42 .

 

 

کلید روزی

💐حضرت صادق (علیه السلام) به فرزند خود محمد فرمود پسرجان از مخارج چقدر زیاد آمده. عرض کرد چهل دینار، او را امر کرد از منزل خارج شود و آن مبلغ را صدقه بدهد. گفت در این صورت چیزی نخواهد ماند موجودی همین چهل دینار است. فرمود آن را صدقه بده قطعا خداوند عوض خواهد داد اما علمت ان لکل شی ء مفتاح، مفتاح الرزق الصدقه نمی دانی هر چیزی کلیدی دارد کلید روزی صدقه است پس اینک چهل دینار را به عنوان صدقه بده. محمد امر امام (علیه السلام) را انجام داد.
بیش از ده روز نگذشت که از محلی مبلغ چهار هزار دینار برای آنجناب رسید. فرمود پسرجان برای خدا چهل دینار دادیم خداوند چهار هزار دینار عوض آنرا داد. 💐

منبع: کافی، جزء 4، ص 10.

 

 

ثواب یک تسبیح ذکر

🌹روزی حضرت سلیمان(ع) با اسکورت و شکوه پادشاهی عبور می کرد در حالی که پرندگان بر سرش سایه افکنده بودند و جن و انس در اطرافش با کمال ادب و احترام عبور می نمودند، در مسیر راه دید عابدی در گوشه ای مشغول عبادت خدا است.
آن عابد هنگامی موکب پر شکوه سلیمان را دید، به پیش آمد و گفت: «ای پسر داوود! براستی خداوند سلطنت و امکانات عظیمی در اختیارت نهاده است!»
حضرت سلیمان که هرگز به جاه و مقام، دل نبسته بود و مقامات ظاهری، او را مغرور ننموده بود به عابد چنین فرمود:
لتسبیحة فی صحیفة مؤمن خیر ممّا اعطی ابن داود، فانّ ما اعطی ابن داود یذهب والتّسبیح تبقی.
«ثواب یک تسبیح خالص در نامه عمل مؤمن، از همه آنچه خداوند به سلیمان داده بیشتر است، زیرا ثواب آن ذکر، در نامه عمل، باقی می ماند ولی سلطنت سلیمان از بین رفتنی است».🌹
منبع : هزار و یک داستان
نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی

کلمات کلیدی

مجموعه داستان مذهبی کوتاه

سه داستان کوتاه مذهبی

داستان مذهبی

داستان

داستان کوتاه

داستان های کوتاه

داستان های کوتاه فارسی

داستان مذهبی کوتاه

dastan

dastan mazhabi

dastan kootah

داستان کلید روزی

داستان ارزش صدقه

داستان صدقه

داستان ثواب یک تسبیح ذکر

حکایت

حکایت مذهبی

حکایت آموزنده مذهبی

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی