close
تبلیغات در اینترنت
دو داستان مذهبی درباره حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : دو داستان مذهبی درباره حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

دو داستان مذهبی درباره حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

تاریخ ارسال پست:
سه شنبه 12 ارديبهشت 1396
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
214

دو داستان مذهبی درباره حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)


سنگ آسیاب


مرحوم قطب‌الدین راوندى در كتاب خود آورده است :
سلمان فارسى گفت : روزى به منزل حضرت زهرا سلام اللّه عليها وارد شدم، آسيابى را جلوى آن حضرت ديدم كه دستاس آن را با حالت خستگى و ضعف گرفته است و می‌چرخاند و مقدارى جو، آرد می‌نمود؛ و در گوشه اى از اتاق، حسين عليه السلام را ديدم كه از شدّت گرسنگى ناله می‌کرد.
گفتم : اى دختر رسول اللّه! چرا خود را در سختى و مشقّت قرار داده اى، با اين كه فضّه پيش خدمت شما است!؟
حضرت در جواب اظهار داشت : پدرم رسول خدا صلی اللّه عليه و آله فرمود: كارهاى منزل يك روز بر عهده من و يك روز بر عهده فضّه باشد؛ و امروز نوبت من است.
گفتم : اجازه فرمایید كه من كمك نمايم، يا آسياب را بچرخانم، يا اين كه حسين عليه السلام را آرام كنم و دلداريش دهم؟
حضرت فرمود: من نسبت به فرزندم، حسين آشناتر هستم؛ پس تو دستاس را بچرخان تا آرد تهيّه گردد.
بنابراين من مشغول چرخانيدن دستاس شدم و چون مقدارى از جوها را آرد كردم، صداى اذان به گوشم رسيد؛ پس براى اقامه نماز به مسجد رفتم و نماز جماعت را به امامت حضرت رسول صلی اللّه عليه و آله بجا آوردم.
و بعد از نماز، جريان حضرت فاطمه سلام اللّه عليها را براى امیرالمؤمنین، علىّ عليه السلام تعريف كردم.
امام علىّ عليه السلام گريان شد و از مسجد بيرون رفت و پس از گذشت لحظاتى در حالى كه تبسّم می‌نمود، به مسجد بازگشت.
حضرت رسول صلی اللّه عليه و آله جريان را از علىّ عليه السلام جويا شد؟
و او اظهار داشت : چون بر فاطمه وارد شدم، وى را ديدم بر قفا خوابيده و حسين نيز روى سینه‌اش در خواب بود و سنگ آسياب بدون آن كه در دست كسى باشد، می‌چرخید!!
حضرت رسول صلی اللّه عليه و آله فرمود: خداوند ملائكه اى را آفريده است تا در خدمت محمّد و اهل بيت او عليهم السلام باشند.

(بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۲۸، ح ۳۳، الخرايج و الجرايح : ج ۲، ۵۳۰، ح ۶.)


 بهشت و پيراهن خون آلود حسين عليه السّلام


حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم حكايت فرمايد:
آن هنگام كه صحراى محشر بر پا شود و خداوند تمامى بندگانش را زنده احضار نمايد، صدایی به گوش همگان خواهد رسيد كه : اى جماعت! چشم‌های خود را ببنديد و سرهاى خود را به زير افكنيد، چون كه فاطمه دختر محمّد صلی اللّه عليه و آله می‌خواهد از پل صراط عبور نمايد.
پس همگان چشم‌های خود را می‌بندند و حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها در حالى كه هفتاد هزار فرشته او را مشايعت و همراهى می‌کنند، وارد می‌شود و در يكى از موقف‌های مهمّ محشر توقّف می‌فرماید.
پس از آن پيراهن به خون آغشته حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السلام را در دست گرفته و به محضر ربوبى پروردگار عرضه می‌دارد: پروردگارا! اين پيراهن فرزندم، حسين می‌باشد، تو خود آگاهى كه با فرزندم چگونه رفتار كردند.
در اين هنگام، صدایی از طرف خداوند متعال می‌رسد: اى فاطمه! هر خواسته و تقاضایی دارى بگو، كه برآورده خواهد شد.
و حضرت زهرا سلام اللّه عليها اظهار دارد: خدايا! انتقام مرا از قاتلين فرزندم، حسين بگير.
پس شعله اى مهيب از آتش بر پا شود و زبانه كشان يكايك قاتلين امام حسين عليه السلام را فرو بلعد، همان طورى كه پرنده اى كه دانه از زمين برچيند.
و سپس به عمق دوزخ برگردد و تمامى آن افرادِ ظالم، به عذاب‌های دردناك مجازات و عقاب خواهند شد.
بعد از آن، فاطمه زهرا سلام اللّه عليها به سوى بهشت حركت می‌نماید و در حالى كه ذرارى و دوستان و علاقه‌مندانش همراه او می‌باشند، وارد بهشت خواهند شد؛ و از انواع بركات و نعمت‌های آن بهره‌مند می‌گردند.

(امالی مفيد: ص ۱۳۰، ح ۶ و در كتاب احقاق الحقّ: ج ۲۵، ص ۲۲۲ به نقل از امیرالمؤمنین علىّ عليه السلام از پيامبر اسلام صلی اللّه عليه و آله وارد شده است)


گريه دوستان و شفاعت زنان


هنگامى كه امام حسين عليه السلام متولّد شد، پيغمبر اسلام صلی اللّه عليه و آله پس از بشارت و تهنيت، خبر از شهادت نوزاد و كيفيّت كشته شدنش را داد، حضرت زهرا سلام اللّه عليها سخت گِريست و اظهار داشت : در چه زمانى اتّفاق خواهد افتاد؟
پيامبر اسلام فرمود: زمانى كه من و تو و پدرش، علىّ و برادرش، حسن نباشيم و او يعنى؛ حسين تنها باشد.
آن گاه گريه حضرت زهرا سلام اللّه عليها افزون يافت و گفت : چه كسى براى فرزندم گريه و عزادارى خواهد كرد؟
حضرت رسول فرمود: فاطمه جان! زنان و مردان امّت من بر مصيبت او و اهل و عيالش می‌گریند و نوحه سرایی و عزادارى خواهند كرد، و اين نوحه سرایی و عزادارى هر سال تجديد خواهد شد؛ و چون روز قيامت برپا شود تو، زنان گريه كننده و عزادار بر حسين را شفاعت نموده و من، مردانشان را شفاعت می‌کنم.
و اى فاطمه! تمام چشم‌ها در قيامت گريان می‌باشند، مگر آن چشمانى كه در عزا و مصيبت حسين عليه السلام گريان بوده باشد كه آنان خندان و خوشحال وارد بهشت خواهد شد.

(معالى السّبطين : ج ۲، ص ۱۱، بحار: ج ۴۴، ص ۲۹، ح ۳۷.)

کلمات کلیدی

داستان مذهبی

داستان واقعی مذهبی

حضرت زهرا سلام اللّه عليها

dastan

hekayat

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی