close
دانلود آهنگ جدید
داستان زیبای پادشاه روم و وحشت از اتحاد مسلمین

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان زیبای پادشاه روم و وحشت از اتحاد مسلمین

داستان زیبای پادشاه روم و وحشت از اتحاد مسلمین

تاریخ ارسال پست:
دوشنبه 04 ارديبهشت 1396
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
265

داستان زیبای پادشاه روم و وحشت از اتحاد مسلمین

حکایت زیبای پادشاه روم و وحشت از اتحاد مسلمین

در زمان حکومت عبدالمَلِک مروان، اختلافات داخلی و هرج‌ و مرج بین مسلمین به حدی شدید شد که پادشاه روم با وزرای خود مشورت نمود و تصمیم گرفتند تا از موقعیت پیش ‌آمده استفاده کرده و لشکری مهیا نمایند تا علیه آنان وارد جنگ شوند.
همه‌ وزرا این نظر را پسندیدند اما یکی از آنان که با تجربه بود، نسبت به این مسئله متعرض شد.
چون علت را از وی پرسیدند، گفت فردا شما را آگاه می ‌کنم.

فردای آن روز، بعد از آنکه جمعی از بزرگان کشور نزد او جمع شده و در انتظار شنیدن جواب او بودند، دستور داد دو سگ مخالف را آوردند و در وسط میدان رها کردند.
آن دو سگ بعد از لحظه‌ ای به همدیگر حمله کردند و آنقدر زد و خورد کردند که خون از بدن آنها جاری شد.
در این هنگام آن وزیر، گرگی یا روباهی را که در اتاقی دیگر آماده کرده بود بیرون آورد و در وسط میدان، نزد آن دو سگ رها کرد.
تا چشم آن دو سگ به مخالف افتاد، دست از اختلاف و نزاع برداشته و به آن گرگ حمله ‌ور شدند و او را فراری دادند.

وزیر گفت مَثَلِ شما و مسلمان‌ ها، مَثل دو سگ و گرگ است.
هر چند مسلمان‌ ها اختلاف داخلی دارند، اما به‌ مجرد حمله کردن به آنها، اختلافات داخلی را کنار می‌ گذارند و به ‌طور دسته ‌جمعی با شما وارد جنگ می ‌شوند.
سخن این وزیر، موردپسند شاه و وزرا واقع شد و از جنگ با مسلمین صرف ‌نظر نمودند.

منابع:
۱. مجانی الادب، جلد ۲، صفحه ۲۴۲
۲. نمونه‌ معارف، جلد ۱، صفحه ۱۳

کلمات کلیدی

وحدت مسلمانان

حکایت ترس از وحدت مسلمانان

حکایت مذهبی

حکایت جالب وحشت از وحدت مسلمانان

داستان مذهبی

dastan

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی