close
تبلیغات در اینترنت
مجموعه سه داستان مذهبی 1-ارزش حکومت 2-بهترین روزها و ماه ها و عمل ها 3-روش کریمان

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : مجموعه سه داستان مذهبی 1-ارزش حکومت 2-بهترین روزها و ماه ها و عمل ها 3-روش کریمان

مجموعه سه داستان مذهبی 1-ارزش حکومت 2-بهترین روزها و ماه ها و عمل ها 3-روش کریمان

تاریخ ارسال پست:
دوشنبه 15 خرداد 1396
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
219

مجموعه سه داستان مذهبی 1-ارزش حکومت 2-بهترین روزها و ماه ها و عمل ها 3-روش کریمان

مفهوم برکت

از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند برکت درمال یعنی چه؟
درپاسخ، پیامبر مثالی زد و فرمود:
گوسفند درسال یکبار زایمان می کند و هر بار هم یک بره به دنیا می آورد .
سگ در سال دو بار زایمان میکند و هربار هم حداقل ۷-۶ بچه.
به طور طبیعی شما باید گله های سگ را ببینید که یک یا دو گوسفند در کنار آن است.
ولی در واقع برعکس است. گله های گوسفند را می بینید و یک یا دو سگ درکنار آنها چون خداوند برکت را در ذات گوسفند قرار داد و از ذات سگ برکت را گرفت .
مال حرام اینگونه است.
فزونی دارد ولی برکت ندارد.»

روی مفهوم" برکت در روزی" فکر کنیم.


 بهترین روزها و ماه ها و عمل ها
از عبدالله بن عباس پرسیدند بهترین روزها کدام است و بهترین ماه ها کدام و بهترین عمل ها کدام است؟
گفت بهترین روزها، روز جمعه است و بهترین ماه ها، ماه رمضان است و بهترین عمل ها، نمازهاى یومیه است که در وقتش خوانده شود.

این سؤال و جواب را به امام علی (علیه السلام) گزارش دادند.
امام فرمود اگر از مشرق تا مغرب از هر یک از علما و حکما این سؤال را مى کردند، آنها همین جواب را مى دادند که ابن عباس داده است.
ولیکن من مى گویم بهترین عمل ها، عملی است که خدا آن را از تو قبول فرماید و بهترین ماه ها، ماهی است که در آن ماه از گناهان توبه کنى و به سوى خدا برگردى و بهترین روزها، روزى است که بیرون آیى به سوى خدا در آن روز در حالتى که ایمان داشته باشى.

منبع: کشکول منتظرى، صفحه ۹۳


روش کریمان

وقتی هدهد نزد حضرت سلیمان (علیه السلام) آمد، حضرت سلیمان گفت کجا بودی که تو را عذاب و شکنجه ای شدید می کنم؟
هدهد گفت ای پیامبر خدا، ایستادن خود را در پیشگاه خداوند در عرصه قیامت به یاد آور که از تو سؤال می کنند.
این سخن بر حضرت سلیمان تأثیر کرد و سخن به نرمی و لطف برگردانید و گفت چه می گویی که پر و بالت را بِکَنم و تو را در آفتاب گرم افکنم؟
هدهد گفت می دانم که چنین نمی کنی زیرا این کار قصابان است نه پیامبران.

حضرت سلیمان گفت تو را با ناجنس در قفس کنم.
هدهد گفت می دانم که این کار را هم نمی کنی، زیرا این کار ناجوانمردان است.
حضرت سلیمان گفت اکنون تو بگو با تو چه کنم؟
هدهد گفت عفو کن و از من در گذر که عفو، کار پیامبران و کریمان است.

منبع: داستان های کشف الاسرار، صفحه410

کلمات کلیدی

داستان کوتاه

داستنا های کوتاه

dastan

مجموعه داستان های مذهبی

داستان مذهبی

dastan kootah

amoozandeh

نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی