close
دانلود آهنگ جدید
داستان کوتاه زیبا و خواندنی بند کفش

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان کوتاه زیبا و خواندنی بند کفش

داستان کوتاه زیبا و خواندنی بند کفش

تاریخ ارسال پست:
جمعه 10 شهريور 1396
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
451

داستان کوتاه زیبا و خواندنی بند کفش

حکایت مذهبی بند کفش


حکایت بسیار زیبایی است ، حتما بخوانید
امام صادق (علیه السلام) با بعضی از اصحاب برای تسلیت به خانه یكی از خویشاوندان می رفتند.
در بین راه، بند كفش امام پاره شد، به طوری كه كفش به پا بند نمی شد.
امام كفش را به دست گرفت و با پای برهنه به راه افتاد.

ابن ابی یعفور كه از بزرگان صحابه آن حضرت بود، فورا كفش خویش را از پا درآورد، بند كفش را باز و دست خود را دراز كرد به طرف امام تا آن بند را به امام بدهد كه امام با كفش برود و خودش با پای برهنه راه را طی كند.
امام با حالت خشمناک روی خویش را از عبدالله برگرداند و به هیچ وجه حاضر نشد آن را بپذیرد و فرمود اگر یک سختی برای كسی پیش آید، خود آن شخص از همه به تحمل آن سختی اولی است.
معنا ندارد كه حادثه ای برای یک نفر پیش بیاید و دیگری متحمل رنج بشود.

منبع: بحارالانوار، جلد 11، صفحه 117

به امید روزی که ایمان راستین در قلب همه‌ی ما نفوذ کند

کلمات کلیدی

داستان خواندنی

داستان کوتاه

داستانک

dastan kootah

حکایت بند کفش

داستانک مذهبی

داستان کوتاه فارسی

داستان آموزنده مذهبی

داستانی از امام صادق علیه السلام

dastan

dastanak

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی