close
تبلیغات در اینترنت
خطر مسئولیت قضاوت

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : خطر مسئولیت قضاوت

خطر مسئولیت قضاوت

تاریخ ارسال پست:
شنبه 12 تير 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
769

خطر مسئولیت قضاوت

خطر مسئولیت قضاوت

در بنی اسرائیل یک نفر قاضی بود که بین مردم به حق قضاوت می کرد، او وقتی که در بستر مرگ قرار گرفت به همسرش گفت: هنگامی که مردم، مرا غسل بده و کفن کن و چهره ام را بپوشان و مرا بر روی تخت (یا تخته و تابوت) بگذار، که بخواست خدا چیز بد و ناگواری نخواهی دید.
وقتی که او مرد، همسرش طبق وصیّت او رفتار کرد، و پس از چند دقیقه، روپوش را از روی صورتش کنار زد، ناگاه کرمی را دید که بینی او را قطعه قطعه می کند، از این منظره وحشت زده شد (و روپوش را به صورتش افکند، و آمدند و جنازه او را بردند و دفن کردند).
همان شب در عالم خواب شوهرش را دید، شوهرش گفت: آیا از آنچه در مورد آن کرم دیدی وحشت کردی؟
زن گفت: آری.
قاضی گفت: سوگند به خدا آن منظره وحشتناک به خاطر تمایل من به برادرت بود، روزی برادرت با یک نفر نزاع داشت و نزد من آمد، وقتی که آنها نزد من نشستند تا بین آنها قضاوت کنم، من پیش خود گفتم: خدایا حق را با برادر زنم قرار بده، وقتی که به نزاع آنها بررسی گردید اتقاقاً حق با برادر تو، بود، خوشحال شدم، آنچه از کرم دیدی مکافات عمل من بود که چرا چنین مایل بودم که حق با برادر زنم باشد و بی طرفی را در هوای نفس خودم حفظ نکردم.هزار و یک داستان نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی

کلمات کلیدی

داستان مذهبی

حکایت پندآموز

داستان آموزنده

داستان قاضی پس از مرگ

داستان فارسی

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی