close
تبلیغات در اینترنت
داستان طنز معلم و معمای سیب و توت فرنگی

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان طنز معلم و معمای سیب و توت فرنگی

داستان طنز معلم و معمای سیب و توت فرنگی

تاریخ ارسال پست:
سه شنبه 05 مرداد 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
814

داستان طنز معلم و معمای سیب و توت فرنگی

داستان طنز معلم و معمای سیب و توت فرنگی

یک خانم معلم ریاضی به یک پسر هفت ساله ریاضی می آموخت . یک روز ازش پرسید: اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
پسر بعد از چند ثانیه با اطمینان گفت: ۴ تا! معلم که انتظار یک جواب صحیح آسان رو داشت نگران شد.
او نا امید شده بود. او فکر کرد : شاید بچه خوب گوش نکرده است !!! تکرار کرد: خوب گوش کن، خیلی ساده است ، اگر به دقت گوش کنی می‌تونی جواب صحیح بدهی.
اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
پسر که در قیافه معلمش نا امیدی می‌دید دوباره شروع کرد به حساب کردن با انگشتانش. تلاش او برای یافتن جواب صحیح نبود تلاشش برای یافتن جوابی بود که معلمش را خوشحال کند. برای همین با تامل پاسخ داد: 4 تا !!! نومیدی در صورت معلم باقی ماند و به یادش اومد که پسر توت فرنگی را دوست دارد. او فکر کرد شاید پسرک سیب رو دوست ندارد و برای همین نمی‌تواند تمرکز داشته باشد. در این موقع او با هیجان فوق العاده و چشم‌های برق‌زده پرسید: اگر من به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت؟
معلم خوشحال بنظر می‌رسید.
پسرک با انگشتانش دوباره حساب کرد. و سپس با تامل جواب داد: 3تا!
حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه ای داشت. برای نزدیک شدن به موفقیتش او خواست به خودش تبریک بگه ولی یه چیزی مونده بود او دوباره از پسر سوال کرد: اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟ پسرک فوری جواب داد : 4 تا !!!
 خانم معلم مبهوت شده بود و با صدای گرفته و خشمگین پرسید: چطور؟ آخه چطور؟! پسرک با صدای پایین و با تامل جواب داد : خانوم اجازه ؟! برای اینکه من قبلا یک سیب تو کیفم داشتم !!!

نتیجه اخلاقی: قضاوت  عجولانه نداشته باشیم.

کلمات کلیدی

داستان طنز

حکایت طنز و خنده دار

داستان کوتاه

داستان خنده دار

داستان

حکایت

داستان جالب

حکایت جالب

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
حسین میگه :
شکلک
ممنون
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی