close
تبلیغات در اینترنت
پند فرمانده

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : پند فرمانده

پند فرمانده

تاریخ ارسال پست:
دوشنبه 14 تير 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
743

پند فرمانده

پند فرمانده

در خلال یک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن را داشت. فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت، ولی سربازان دو دل بودند. فرمانده سربازان را جمع کرد، یک سکه از جیب خود بیرون آورد، رو به آنها کرد و گفت: سکه را بالا می اندازم. اگر رو بیاید، پیروز می شویم، اگر پشت بیاید، شکست می خوریم. بعد سکه را به بالا پرتاب کرد. سربازان همه با دقت به سکه نگاه کردند تا به زمین رسید. سکه به سمت رو افتاده بود. سربازان نیروی فوق العاده ای گرفتند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت: قربان، شما واقعا می خواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید؟
فرمانده با خونسردی گفت: بله، و سکه را  به او نشان داد. هر دو طرف سکه رو بود!
پائولو کوئلیو

کلمات کلیدی

داستان

حکایت

داستان آموزنده

حکایت آموزنده

حکایت پندآموز

داستان پند فرمانده

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی