close
تبلیغات در اینترنت
داستان رفاقت پیامبر (ص)

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان رفاقت پیامبر (ص)

داستان رفاقت پیامبر (ص)

تاریخ ارسال پست:
پنجشنبه 17 تير 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
626

داستان رفاقت پیامبر (ص)

پیامبر (ص) کنار چاهی رفت تا غسل کند، یکی از اصحاب بنام حذیفه، پارچه ای با دست خود در برابر آنحضرت گرفت تا کسی او را نبیند، وقتی که غسل آنحضرت تمام شد، «حذیفه» نیز آماده شد که غسل کند، این بار پیامبر (ص) پارچه را بدست گرفت و در برابر حذیفه قرار داد، تا کسی او را نبیند، حذیفه عرض کرد: ای رسولخدا پدرم و مادرم بفدایت (جسارت می شود) این کار را نکنید، پیامبر (ص) فرمود:«هیچ افرادی با هم رفیق نشدند مگر اینکه محبوبترین آنها در پیشگاه خدا آنکسی است که رفاقتش نسبت به دیگران بیشتر باشد».داستانها و پندها جلد 4

کلمات کلیدی

داستان رفاقت پیامبر (ص)

حکایت مذهبی آموزنده

داستان جالب مذهبی

حکایت مذهبی

داستان پندآموز

داستان کوتاه

حکایت

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی